تبليغاتX
تنها دلم

تنها دلم

خدا تورا به همان صورتي كه ميخواهم......قلم به دست گرفت و كشيد همراهم

این شعرو خیلی دوس دارم

دوست دارم چون دلمو نمیشکنی تو

بیشتر از خودم تو فکر منی تو

دوست دارم چون همیشه کنارمی تو

خسته که میشم بیقرارمی تو

بخاطر دلت که دریاست

چشایی که تموم دنیاست

همیشه از خودت گذشتی

بخاطر همین که هستی

دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 1:14  توسط سمیرا(f)  | 

اي آشناي من

 

بسيار شب كه خواب از سر ربوده ام

بانگ فرشتگان خدارا شنيده ام

تا بهترين سرو خود را سروده ام

اي آنكه شعر ناب مرا گوش ميكني

جانم فداي تو

هر جا كه بوده ام

ياد تو بوده ام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 3:40  توسط سمیرا(f) 

hearts

خدايا!

دل چگونه كالايي است كه شكسته آن

را خريداري و چگونه خانه اي است

كه گفته اي خانه من قلب شكسته دلان است

 

my derarest god!

what is it withour hearts that you've

said you want them when they're broken

and that you are the broken hearts?

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 3:40  توسط سمیرا(f)  | 

جکی....رمزش اسم خودته

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 3:22  توسط سمیرا(f)  | 

تست هوش

شما نبايد وقت زيادي تلف كنيد،
 
 به سوالات فوراً پاسخ دهيد.

     قبوله؟

*آماده؟ حركت!!!
 
 
*شما در يك مسابقة سرعت شركت كرده‌ايد.
 
*از نفر دوم سبقت مي‌گيريد.
 
*اكنون در چه جايگاهي قرار داريد؟
 
 
*اگر پاسخ شما جايگاه اول بوده، بطور حتم شما
 
داريد اشتباه مي‌كنيد! اگر شما از نفر دوم سبقت بگيريد،
 
جايگاه او را به دست خواهيد آورد پس دوم مي‌شويد!
 
 آيا جوابتان درست بود؟
 
*نه؟ تو سؤال بعدي بيشتر سعي كن.
 
*آري/ نه؟ براي جواب دادن به سوال دوم به اندازه‌اي كه در
 
 سؤال اول وقت تلف كردي، معطل نكن.
 
*اگر از نفر آخر سبقت بگيريد، جايگاه شما...؟
 
 
*اگر پاسخ شما جايگاه يكي‌مانده به آخر بوده، دوباره داريد اشتباه مي‌كنيـد!
 
*به من بگو ببينم: تو چطور ميتوني از نفر آخر سبقت بگيري؟؟؟؟
 
آخه دیوونه نفر آخر که خودتی....
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 23:49  توسط سمیرا(f) 

مرسی از دعاهای قشنگتون

سلام دوستای گلم

اول از همه از اونایی که دعا کردن بازم برم پابوس آقا

خیلی خیلی تشکر میکنم آخه نمیدونین از سر شب

تا صبح تو حرم بودن چه کیفی میده ایشالا خودتون برین

این حس قشنگو داشته باشین فکر نکنین یادم رفته و دعاتون

نکردما نه اینجوری نیس یادم بود مخصوصا آبجی جونمو

امسالم مث چندسال قبل یه سال خیلی قشنگ بود

 آخه دختر خاله ها هم اونجا بودن این خودش یعنی

اینکه همه چیزو داری وقتی تنها میری یه جای غریب

چندسال پیشم دختر عموهام بودن خوش گذشت

ولی یکی دو سال قبل آبجیا بودن خیلی باهاشون حال نکردم

میدونین آبجی هرچی هم که باشه آخرش بهم میپری

وایییییییییییییییییی چقد حرفیدم معذرت میخوام از همتون

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 2:29  توسط سمیرا(f)  | 

دل نوشته

نمیدونم امشب چه مرگم شده

اصلا حالم خوب نیس همه هستا ولی انگار باهاشون غریبم

دلم میخوام فرار کنم یه گوشه ای و زار زار گریه کنم

از همه چی خسته شدم از خودم از اونا از همه

نشستم هر چی فکر میکنم چمه نمیفهمم

اصلا میدونین چیه این سردر گمی از وقتی شروع شد که

بابا گفت امسال نمیریم مسافرت آخه یه مشکلاتی پیش اومده

قطعی هم نگفت که نمیریم ولی گفت ببینم خدا چی میخواد کارا درست

بشه میریم ولی من قاطی کردم آبجیم میگه خوبه هیچوقت

 خونه نیستی و اینجوری شدی اگه میخواستی تو سال

یکی دوبار بیرون بری چیکار میکردی؟راستم میگه والا

من که همش با بابا اینورو اونورم هفته ای دوروز خونه باشم شاهکاره

ولی شمال و مشهد یه چیز دیگست اونم سالی یه بار

اگه منم که امسالم میبرمشون

آخیش یکم حالم خوب شد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 12:57  توسط سمیرا(f)  | 

اومدم که بیامو یهو برم

سلام به همه مهربونایی که هنوزم منو فراموش نکردند

بازم مثل همیشه برگشتمو نمیدونم کی میرم مهم اینه که فعلا هستم

من آمده ام فاتح دنیای تو باشم

                           تا گام نخستین به بلندای تو باشم

تو قله ی برفی و نفس گیرتر ازمرگ

                           میخواهم از این دامنه همپای تو باشم

راستی این روزای قشنگو به همتون تبریک میگم

از خدا میخوام همه روزتون از این عید قشنگا  باشه

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 8:18  توسط سمیرا(f)  | 

تلنگر

آنگاه که غرور کسي را له مي‌کني،

آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني،

آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني،

آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ،

آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي،

آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ،

مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني

 تا براي خوشبختي خودت دعا کني. . . . . .

بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند


اگر امروز با احساس تندرستی بيشتری از خواب بيدار شويد...

از ميليونها نفری كه تا پايان هفته نيز دوام نخواهند آورد سعادتمند تريد.

اگر هرگز ، تنهايی زندان ، زجر شكنجه ، يا گرسنگی را تجربه نكرده ايد

از 500 ميليون نفر در اين دنيا پيش تريد.

 اگر بتوانيد بدون ترس از دستگيری ، شكنجه يا ميرگ مراسم مذهبی خود را انجام دهيد ،

 از 3 ميليارد مردم اين جهان خوشبخت تريد.

اگر غذايی در يخچال ، پوشاكی بر تن ، سقفی بالای سر و جايی برای خوابيدن داريد...

از 75 درصد مردم اين جهان ثروتمند تريد.

 اگر در بانك يا كيف بغلی تان پول داريد و جايی برای استراحت و تفريح نيز در اختيار داريد ،

از جمله 8 درصد ثروتمندان جهان هستيد.

 اگر پدر و مادرتان هنوز در قيد حيات هستند و با يكديگر زندگی می كنند - شما از جمله نوادر-

حتی در آمريكا و كانادا می شويد.

 و همينكه می توانيد اين مطلب را بخوانيد از بيش از 4 ميليارد نفری كه در اين دنيا بی سواد هستند ،

 خوشبخت تريد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 23:52  توسط سمیرا(f)  | 

مهربون آبجی

سلام دوستای گلم

دیشب داشتم یه پست میذاشتم ازتون یه کمک خنده دار

 میخواستم که یهو همه چی بهم خورد و مجبور شدم

 برم نتونستم آخه دیشب آبجیم دیوونم کرده بود 

 گوشیش دستش بود و هر دفعه

که به گوش منه بدبخت میرسید میگفت: آخه چرا؟

چیه شما هم نمیدونین نه منم اولش نمیدونستم بعدخودش گفت:

آخه چرا هیچکی بهم زنگ نمیزنه خسته شدم!

گفتم: مگه کسی میخواست زنگ بزنه؟

گفت:نه  گفتم:پس چی این همه وقت داری پشت

گوش من وزوز میکنی؟

گفت:حالا که من شارژم ته کشیده کسی تحویل

 نمیگیره؟آبجی این دوستاتو میشناسی؟گفتم:واسه چی؟

آخه میخواستم بگم اگه بچه های خوبین شمارمو

بهشون بده یه زنگی...پیامی چیزی آخه!

حالا شما بودین چی بهش میگفتین؟

البته اینم بگم که هر هفته یه شماره جدید رو گوشیشه

 الانم که دیگه دوتا گوشی گرفته دست یکیشو

 مرتب سیم عوض میکنه یکیشم فعلا ثابته

دیشب میخواستم بگم یکیتون  که روانپزشکین بیاین کمک من

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 22:23  توسط سمیرا(f)  |